بازاریابی مستقیم فروش محصول ؛ نابغه ی بازاریابی شوید!

بازاریابی مستقیم فروش محصول ؛ نابغه ی بازاریابی شوید!

بازاریابی مستقیم برای فروش محصول به چه معناست؟

اصل هر کسب و کاری فروش است. هر تجارت و کسب وکاری بر اساس توانایی جذب مشتری و فروش محصول است که به حیاتش ادامه میدهد و پیشرفت میکند. به عنوان یک کارآفرین از بین تمام مهارت هایی که میتوانید پرورش دهید هیچکدام اساسی تر از یاد گرفتن توانایی خوب فروختن نیست.. مدیر عامل های سازمان ها میتوانند اگر به بازاریابی آشنا نباشند کارشان را جلو ببرند. ولی برای کارآفرین های بی تجربه این طور نیست. شما چاره ای ندارید. چون سرمایه ی استخدام یک تیم حرفه ای برای انجام این کار را ندارید. باید مدام از خودتان بپرسید چطور میشود با کمترین هزینه بیشترین مشتری را به دست آورد؟! بازاریابی مستقیم بهترین راه حل است.

اصل هر کسب و کاری فروش محصول است :

اگر شما مسئول بازاریابی شرکت هایی مثل کوکاکولا یا سونی بودید؛ میتوانستید میلیون ها دلار صرف تبلیغات کنید.. ولی شما برای این شرکت ها کار نمیکنید. پس تنها راهتان، بازاریابی مستقیم است.در بازاریابی مستقیم بازخورد مستقیمی از مشتریان احتمالی به دست می اورید. این بازخورد میتواند هرچیزی باشد. یک خرید، پاسخی به کارت دعوت، امتحان مجانی، یک تماس تلفنی یا وارد کردن اطلاعات مورد نیازتان در وبسایت..

شما میتوانید بازاریابی مستقیم برای فروش محصول تان را در اینترنت انجام دهید. در ضمن میتوانید این کار را از طریق رادیو و تلویزیون، تبلیغات در مجلات و روزنامه ها یا از طریق فرستادن تراکت های تبلیغاتی از طریق پست جلو ببرید..

چه چیزی واقعا برای مشتریان مهم است؟

وقتی یک آگهی تبلیغاتی تهیه میکنید خودتان را موضوع آن قرار ندهید! مشتری میخواهد بداند محصولتان برای او چه کار میکند.
جفری جی فاکس در کتاب ” چطور باران ساز باشید ” میگوید: در حوزه ی فروش برای مشتریان مهم نیست که شما بدهکار هستید یا نه. آیا به خرید آنها برای پیروزی در یک رقابت احتیاج دارید؟ در دوران مدرسه چگونه بوده اید؟ چه ورزشی میکنید؟…
راست میگوید. خیلی وقت ها اغلب ادم ها به خودشان اهمیت میدهند. پس برای فروش محصول اگر میخواهید مشتریانتان به چیزی که شما میگویید توجه کنند طوری عنوانش کنید که به نظر بیاید در مورد موضوع مورد علاقه شان یعنی ” آنها ” حرف میزنید. در واقع از کلمه ی “شما” خیلی بیشتر از “من” استفاده کنید.

موردی که با آزمایش هزاران روش یاد گرفته ام این است که برای فروش محصول اول باید درک کنید مشتریان به محصول شما نیاز ندارند! پس برای اینکه ترغیبشان کنید به خرید، باید وادارشان کنید آن را بخواهند. به این منظور شما باید فرق بین : خواسته و نیاز، مشخصات و مزایا، مزایا و مزایای عمیق را بدانید.

1-فرق بین خواسته و نیاز:

نیازهای واقعی ما کم هستند. اکسیژن، آب، غذا، سرپناه، وسیله ی نقلیه و تعداد کمی لباس. هرچیز دیگری که میخریم بر اساس خواسته هایمان است. لحظه ای که فراموش کنید شما فروشنده ی خواسته ها هستید، نه نیازها، تلاش های بازاریابی تان شکست خواهد خورد..

2-فرق بین مشخصات و مزایا

معمولا مثال مداد برای روشن کردن این مورد مناسب است: هر مداد، مشخصات خاصی دارد: از چوب ساخته شده است، قطر مشخصی دارد، در انتهایش پاک کن دارد… این مشخصات کیفیت های ظاهری مداد را میگویند. و اگر خرید عملی منطقی بود، فروش مداد فقط بستگی داشت به این مشخصات. ولی اغلب خرید ها از روی احساس اند نه منطق. یعنی باید مشخصات مدادتان را تبدیل به مزیت کنید: راحت تراشیده میشود، در دست گرفتنش راحت است، تصحیح را راحت میکند…

3-فرق بین مزیت سطحی و مزیت های عمیق تر:

نوابغ بازاریابی یک قدم جلوتر میروند و مزیت های عمیق تر راهم مشخص میکنند. در مثال قبل نابغه ی بازاریابی با مزیت” راحت تراشیده شدن ” قانع نمیشود و از خودش میپرسد: چه کسانی مشتریان مد نظر من هستند و چرا میخواهند مدادشان راحت تراشیده شود؟ تا اندازه ای به این ربط دارد که مشتریان هدف تان چه کسانی هستند؟ دلایل عمیق تر برای فروش محصول به یک مدیرعامل با یک دانشجو فرق دارد.. با جستجو در عمق و پیدا کردن جواب سوال ها قلب مشتریان را در دست خواهید داشت..

برگرفته از « تبدیل رویا به ثروت» ، مایکل مسترسون.

مطالب مرتبط:

مدیر فروش موفق..

روش های تاثیر گذاری و متقاعد کردن افراد

2018-04-28T15:07:50+00:00

نظر خود را عنوان کنید